دسته بندی : اخبار , اخبار برنامه ها , اخبار و مقالات روز , چند رسانه ای , طراحی , مطالب سایت , هیئت انصار المهدی(عج)
نوشته شده در : ۷ دی ۱۳۹۶

هشتم ربیع الثانی سالروز میلاد امام حسن عسگری (ع) بر تمام عاشقان آن حضرت مبارک باد.

زندگینامه امام حسن عسکری (ع):

نام : حسن

شهرت : عسگری، زکی، هادی ، سراج ، رفیق

لقب : الخاص

کنیه : ابو محمد معروف به « ابن رضا»

نام پدر :امام علی النقی (ع)

نام مادر: سوسن یا حدیثه یا سلیل

تاریخ ولادت : هشتم ماه ربیع الثانی سال ۲۳۲ هجری یا ۲۳۱ هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : ۶ سال

تاریخ شهادت : هشتم ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری

محل دفن : سامراء

دوران زندگی کوتاه امام حسن عسگری بر سه دوره مشخص تقسیم می‌گردد:

۱- پنج سال در مدینه در شهر زادگاه خود در حضور و مراقبت پدر بزرگوارش.

۲- شانزده سال در عراق قبل از دوران امامت و پیشوائی .

۳- هفت سال دوران کوتاه و پربار امامت و زعامت در عراق .

امام (ع) در زمینه نظارت بر پایگاه‌های مردمی خود و پشتیبانی از آن پایگاه‌ها و بالابردن درجه آگاهی آنها و مجهز کردن آن با همه اسلوب‌ها و روش‌های پایداری و بالابردن به سطح پشتازان متعهد بود.

امام (ع) به وضوح می‌دید که اراده الهی برای ایجاد دولت الله بر روی زمین و در برگرفتن همه جهان انسانیت و گرفتن دست مستضعفان در زمین، تا خوف آنان به امنیت خاطر تبدیل گردد و خدای را عبادت کنند و هیچ چیز را شریک او نگیرند.

فعالیت امام حسن عسکری (ع) و برنامه ریزی او در تحقق بخشیدن هدف مزبور به سه کار مقدماتی نیازداشت:

۱- مخفی کردن امام مهدی (عج) از چشم مردم و نشان دادن وی فقط به بعضی از خواص؛

۲- به هر ترتیبی، فکر غیبت را در اذهان و افکار رسوخ دهد و به مردم بفهماند که این مسئولیت اسلامی را باید تحمل کنند و مردم را به این اندیشه و متفرعات آن عادت دهند؛

۳- راه دیگری که امام برای آمادگی غیبت دراذهان مردم انجام داد پنهان نمودن خود و برقراری رابطه با دوستان و طرفداران ازطریق مکاتبه و مراسله بوده است. همچنین نظام و روش وکالتی و وساطتی که امام حسن عسکری (ع) با پایگاه‌های مردمی خود برگزید، روشی دیگر از روش‌هایی بود که برای فهماندن مسئله غیبت آماده شده بود.

از ابو الادیان نقل کردند که گفت: من خادم امام عسکری (ع) بودم و رسائل او را به شهرهای دیگر می‌بردم و جواب می آوردم،‌ در بیماری منتهی به رحلت وی هم نزد او رفتم نامه‌هایی را که نوشته بود به من داد و فرمود به مدائن ببرم من رفتم و پس از پانزده روز برگشتم اما دیدم بانگ زاری و شیون از خانه امام بلند است و جعفر بن علی (جعفر کذاب) بر در خانه ایستاده به تعزیت شیعیان پاسخ می‌دهد. با خود گفتم اگر این مرد امام شد باشد کار امامت دگرگون خواهد شد. در این آن خادمی بیامد و به جعفر گفت کار تکفین تمام شد بیا بر جنازه برادرت نماز بگزار. جعفر و همه حاضران به داخل خانه رفتند. من هم رفتم و امام را کفن شده دیدم. جعفر پیش رفت تا در نماز امامت کند وقتی خواست تکبیر بگوید ناگهان کودکی با چهره گندمگون و موئی کوتاه و مجعد و دندان‌هایی که بینشان گشادگی بود پیش آمد و ردای جعفر را کشیده گفت: ای عمو عقب برو من برای نماز بر پدرم از تو شایسته‌ترم. جعفر در حالیکه رنگش از خشم تیره شد عقب رفت و آن کودک بر جنازه امام نماز گزارد او مهدی موعود امام دوازدهم (عج) بود.



دیدگاه خود را در مورد این مطلب بنویسید